عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

563

زبدة التواريخ ( فارسى )

نيايند و بر فصيل و باره نروند اهل و عيال ايشان در امان باشند . و آن جماعت را كه گرفته بودند برهنه كرده اجازت فرمود كه به شهر درآيند و به خانه‌هاى خود روند . بعد از آن چندانكه لشكريان ملك غياث الدّين « [ 1 ] » رعات « [ 2 ] » را تكليف مىكردند كه بر سرباره رويد « [ 3 ] » و چپر بنديد « [ 4 ] » و به استعداد محاربت مشغول كردند « [ 5 ] » كسى رغبت نمىنمود و حكم ايشان نمىشنود « [ 6 ] » . امير اسكندر شيخى پيش ملك غياث الدّين « [ 7 ] » عرضه داشت كه اگر ارادت شما آن است كه اين شهر را از اين لشكر نگاه داريد بر سر كوهى چندكس را مىبايد كشت و بياويخت تا مردم بترسند و به محافظت شهر و ديوار قيام نمايند . ملك در جواب او فرمود [ 120 - آ ] كه من از براى حكومت خون ناحقّ نخواهيم كرد . اسكندر گفت پس شهر نيز نگاه نخواهى « [ 8 ] » داشت . روز ديگر رسل در ميان شدند و حضرت امير « [ 9 ] » صاحب‌قران فرمود كه اين مملكت « [ 10 ] » هميشه به پادشاهان مغول تعلّق داشته است و امروز اگر به جنگ و مقاتلت تلقّى خواهند « [ 11 ] » كرد و بر تمرّد اصرار نمود و به حصانت قلعه و ديوار پناهيد به عاقبت ثمرهء آن تخريب ديار و تضييع اموال و دما خواهد بود و اگر به ايلى و انقياد تلقّى كنند زن و فرزند و مال و خواستهء چندين مسلمان « [ 12 ] » در حصن امن و وقايهء امان بماند . مصراع زين هردو كدامت اختيارست بگير ملك غياث الدّين از ترعيد صواعق مخالفت و ابراق بوارق هيبت متفكّر و متزلزل گشت عقدهء نقار بگشاد و در عناد بربست و به راه مطاوعت و انقياد درآمد و در باغ زاغان به انواع تحف و هدايا به بساط بوس حضرت صاحب قرانى « [ 13 ] » تشرّف « [ 14 ] » جست . حضرت صاحب قرانى او را تشريف و نواخت فرموده كلاه و كمر داده بازگردانيد . روز ديگر ائمّه و سادات و مشايخ و اكابر بيرون آمدند و بندگى حضرت صاحب قرانى به شهر درآمد و به حصار بالا رفت و سلطان خاتون والدهء ملك غياث الدّين كه از خويشان

--> ( [ 1 ] ) - ت : از « خون آن مدبران . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : رعيت . ( [ 3 ] ) - ت : روند . ( [ 4 ] ) - ت : بندند . ( [ 5 ] ) - ت : از « و به استعداد . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : نمىشنوند . ( [ 7 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 8 ] ) - م و ل : نخواهى . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : ممالك . ( [ 11 ] ) - ت : خواهيد . ( [ 12 ] ) - ت : مسلمانان . ( [ 13 ] ) - م و ل : امير صاحب‌قران . ( [ 14 ] ) - ت : مشرف .